گهنبار – جشن

پایگاه خبری اولکامیز – محمد نظری،علی آباد کتول:
در سر گذشت و شناسنامه ایران ویج یا همان فلات قاره ایران چه بس مردمانی آمد و شد کردند و از خود هر یک به تناسب یاد گاری برای آیندگان گذاشتند.
گهنبار یا جشن و جشنها یاد گاران روز گاران مردمی است که هر چند خودشان نیستند اما روحشان در جشنها روان است.
زرتشتیان بنا به گواهی اوستا و یسنا شش گهنبار(جشن) داشتند
بفر فریدون ورخش نهنگ/بگاه گهنبار هوشنگ شنگ (اسدی)
استاد ابراهیم پور داوود در خرده اوستا در بخش گهنبار شش گهنبار را به ترتیب چنین آورده است
۱.میدیورزم/نیمه بهار،اردیبهشت
-۲.میدیوشم/در نیمه تیرماه
-۳.پتیه شهیم/شهریور
-۴.ایاسرم/مهرماه
-۵.میدیارم/دی ماه
۶.همسپتمدم/پنج روز اخر اسفند در حقیقت پیش نوروز
خرده اوستا/تفسیر وتالیف،استاد ابراهیم پور داوود،صفحات۲۱۵-۲۲۰
در سنت مزدیسنان بنای این جشنها را به جمشید نسبت داده اند
جشن نوروزاز جشنهای بزرگ و نو روز جمشیدی خوانده میشود
مری بویس در کتاب/زرتشتیان باورها و آداب دینی آنها
از جشنهای هفتگانه سخن می گوید و علاوه بر جشن ها که ذکرشان رفت،نوروز را هفتمین جشن بزرگ می داند
وی می نویسد:چنین می نماید که زرتشت آن را در اعتدال بهاری قرار داده و احتمالا جشنی باستانی برای اشه وهیشته و آتش بوده که زرتشت آن را در دین خود آورده است(همان منبع ص۵۸-۵۹
خیام کتابی به جهت جشن نوروز فراهم و آنرا نوروز نامه نامید
وی معتقد است،جمشیدچون گردش خورشید را یافت که بعد سالی به جای اول باز می گردد
وچون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد/نوروز نامه،خیام
و نیز آورده است:
تا به روز گار اردشیر پاپکان،که او کبیسه کرد و جشن بزرگ داشت و عهدنامه بنوشت،و آن روزرا نو روز خواند،هم بران آئین می رفتند تا بروز گارنوشین روان عادل،چون ایوان مداین تمام گشت نوروز کرد ورسم جشن بجای آورد چنانک آیین ایشان بود/نوروز نامه خیام ص۱۰-۱۱
بسیاری از این جشن ها کم کم در گذر زمان در غبار ایام گم گشته ،اما نوروز با شدت و ضعف ادامه یافت و تا کنون به حیات اجتماعی و فرهنگی خود ادامه داده است
از بخت بلند ایران ویج و فلات قاره ایران نوروز اینک در میان کشورهای مختلف جایگاه والا یافته و هر کشوری سعی در بر پایی با شکوه آن دارد.
منبع – ماهنامه ترکمن دیار شماره ۲۸ اسفند ۱۴۰۳
www.ulkamiz.ir